هدف از قیام عاشورا به قلم

حضرت آیت الله مصباح یزدی

اصلاح مفاسد، هدف اصلى قیام امام حسین(علیه السلام)

در وصیتى كه آن حضرت براى برادرشان محمد حنفیّه مرقوم فرمودند، جمله معروفى است كه مى‌فرمایند: «اِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً»1 یعنى من نه براى گردش و تفریح از مدینه بیرون مى‌روم و نه براى این كه فسادى در زمین راه بیندازم و ظلمى بكنم «وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى(صلى الله علیه وآله)» فقط براى اصلاح در امت جدم خروج مى‌كنم. اگر دقت كنیم، در تعبیر «لِطَلَبِ الاِْصْلاح» نكته اى وجود دارد. امام(علیه السلام) نفرمود: «انما خرجت للاصلاح»؛ بلكه فرمود: «اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاح» یعنى من در جستجو و در پى اصلاح هستم. نظیر این تعبیر در سخنرانى امام(علیه السلام) براى نخبگان و علما هم هست كه فرموده بودند: «وَ لكِنْ لِنُرِىَ الْمَعالِمَ مِنْ دینِكَ وَ نُظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِك»2 این خطبه زمانى ایراد شد كه هنوز صحبت از خروج و مبارزه با یزید مطرح نبود. امام(علیه السلام) در آخر این خطبه دعا مى‌كنند و خطاب به خداى متعال مى‌گویند: پروردگارا! تو مى‌دانى كه هدف ما از این فعالیت هاى سیاسى جز این نیست كه مَعالم دین تو و معیارهاى اسلامى را به مردم نشان دهیم؛ یعنى نشان دهیم دین چیست و نشانه هاى آن كدام است و چگونه و با چه معیارى مى‌توان افراد دیندار و افراد بى دین را شناخت؟ و نیز هدف ما این است كه اصلاح را در بلاد تو ظاهر كنیم. كلمه «نُظْهِر» دو معنى مى‌تواند داشته باشد؛ اول این كه یعنى روشن كنیم اصلاح چیست، و دیگر آن كه یعنى اصلاح را تحقق بخشیم و بر فساد، ظاهر و غالب گردانیم.

امر به معروف و نهى از منكر

حضرت به دنبال جمله مذكور مى‌فرماید: «وَ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهى عَنِ الْمُنْكَر»؛ تعبیر «امر به معروف و نهى از منكر» و همچنین این مطلب را كه «قیام عاشورا براى امر به معروف بود»، زیاد شنیده اید. ولى در این جا این ابهام و سؤال باقى مى‌ماند، كه چه تفاوتى بین امر به معروفى كه ما شنیده ایم، علما از آن بحث مى‌كنند، و شرایط خاصى براى آن قائل هستند، با امر به معروفى كه حضرت(علیه السلام) بیان مى‌كنند و به آن عمل مى‌كنند، وجود دارد؟ ما چنین امر به معروفى نشنیده بودیم كه انسان براى تحقق آن دست زن و فرزندان خود را بگیرد، در بیابانى بى آب و علف با عده اى كه توجهى به امر به معروف او نكرده اند بجنگد و در آن جا به شهادت برسد. این چگونه امر به معروفى است؟

از طرف دیگر، ما شنیده ایم كه براى امر به معروف و نهى از منكر شرایطى ذكر مى‌كنند و مى‌گویند شرط امر به معروف این است كه انسان خوف ضرر نداشته باشد. حال آن كه حضرت(علیه السلام) در این جا با یقین به ضرر اقدام به امر به معروف كردند. چگونه این عمل حضرت با احكامى كه ما در مورد امر به معروف و نهى از منكر مى‌شناسیم و با آن ها آشنا هستیم، سازگارى دارد؟ به دنبال این سؤال برخى مى‌گویند كه این نوع امر به معروف حكمى اختصاصى براى سیدالشهداء(علیه السلام) بود كه از آسمان نازل شده بود و فقط در حق ایشان بود. بعضى ها هم این گونه مى‌گویند كه براى هر كدام از ائمه اطهار(علیهم السلام)وظیفه اى اختصاصى وجود داشته است كه از جانب خدا براى آنان تعیین و مشخص شده بود، و این اعمال ملاك عامى نداشته و قابل سرایت به دیگران نیست. آیا این پاسخ صحیح و قانع كننده اى است؟ آیا این امر به معروف خاصى بود كه سیدالشهداء(علیه السلام) به این شكل انجام بدهد، یا نه ممكن است روزگارى بیاید كه لازم باشد افراد دیگرى به همین صورت عمل كنند؟ این ها سؤال هایى است كه ممكن است مطرح شود و حتى ممكن است ابتدائاً جواب هاى مثبت یا منفى هم به نظر برسد. اما باید سؤال را مورد توجه قرار داد و جواب روشن كننده اى براى آن ارائه كرد.