این کتاب به پدیدهی «معرفت» نگاهی عقلی و فلسفی دارد. معرفتشناسی اولین پایه برای ورود به عرصهی علم و دانش و شناخت است. هر گونه تلاش علمی بر پاسخگویی به برخی پرسشهای بنیادین معرفتشناختی متوقف است.
در این کتاب میبینیم که وقتی با روش عقلی و با تکیه بر بدیهیات و امور یقینی در عرصهی هستیشناسی گام برمیداریم و حالتهای وجوبی و امکانی وجود و علیّت و اقسام آن را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهیم.
در این مرحله از سلسله دروس، بعد از شناخت خدا و اوصاف او، پای انسان ـ به عنوان مهمترین آفریدهی خدا در نظر ما انسانها ـ به میان میآید و تبیین میشود که او ـ علیرغم آنچه مادهگرایان میگویند ـ محصور در عالم ماده نیست و ساحتی فرامادی دارد.
حقایق مؤثر در سعادت انسان دو دستهاند: هست و نیستهایی که شناختیاند؛ و باید و نبایدهایی که بهکاربستنیاند. بررسی عقلانی این باید و نبایدها فلسفهی اخلاق نام دارد که تبیین حقیقت ارزش و لزوم اخلاقی و منشأ آنها و واقعی یا غیرواقعی و مطلق یا نسبی بودنشان را بر عهده دارد.
برای رساندن جامعه به سعادت حقیقی، علاوه بر باید و نبایدهای اخلاقی، الزامهای دیگری نیز لازم است که مربوط به بُعد اجتماعی زندگی است. «قانون» چارچوبی است که باید رفتارهای اجتماعی انسان را در مسیر رشد حقیقی تنظیم کند.
احکام حقوقی و قوانین اجتماعی اسلامی بدون تکیه بر حکومت اسلامی هرگز نخواهد توانست جامعه را در مسیر سعادت حقیقی رشد دهد. برپایی حکومت و نهاد سیاسی اسلامی نیازمند پاسخگویی به برخی پرسشهای بنیادین است؛ پرسشهایی مانند: معنا و ملاک مشروعیت حکومت؛ رابطهی دین و سیاست؛ و نقش مردم در ادارهی جامعه. این کتاب تحت عنوان فلسفهی سیاست به این پرسشها پاسخ میدهد.